ویژه‌نامه

«سال اولی» به قلم راجر ایبرت

یك بچه بی‌گناه. یك تبهكار
این می‌تواند شروع خوبی برای یك دوستی شیرین باشد.

«ماتیو برودریك» در این كمدی خنده‌دار، نقش «كلارك كلوگ» را بازی می‌كند كه عاشق كارگردانی است و برای رفتن به مدرسه فیلم‌سازی، تازه، وارد «نیویورك سیتی» می‌شود. لحظاتی بعد از ورود او به شهر، «ویكتور ری» (برونو كربی) جیبش را می‌زند و او را بدون هیچ پولی رها می‌كند، درحالی‌که برای خرید كتاب‌‌هایی كه استادش، «آرتور فلیبر» از او خواسته، ۷۰۰ دلار نیاز دارد. چند روز بعد، «كلارك»، سراغ «ویكتور» می‌رود و از او خواهش می‌كند پولش را پس بدهد، اما «ویكتور» به‌تازگی آن‌ها را باخته است (در یك مسابقه اسب‌دوانی، درحالی‌که مطمئن نبود حیوانی كه روی آن شرط بسته اصلاً اسب باشد). در عوض، به «كلارك» پیشنهاد می‌دهد برایش شغلی در شركت رئیسش كه یك «واردكننده و صادركننده» به نام «كارمون ساباتینی» (مارلون براندو) است و شباهت گیج‌كننده‌ای با «دون كورلئونه» در «پدرخوانده»‌ دارد، دست‌وپا كند. ماجراجویی‌های «كلارك» با «ساباتینی»، درست زمانی كه از او خواسته می‌شود چمدانی را از فرودگاه بگیرد شروع می‌شود. «كلارك»، حدس می‌زند، درون چمدان مواد قاچاق باشد و درست هم حدس می‌زند، اما نه آن‌طور كه او فكر می‌كند – معلوم می‌شود كه او اژدها‌های کومودویی را تحویل می‌گیرد كه قرار است در یك «كلوب خوراك‌شناسی» استفاده شوند كه در تهیه غذاهایی ساخته‌شده از گونه‌های خطرناك، تخصص دارد. نقش كمدی و خنده‌دار و متفاوت «مارلون براندو» در یكی از مشهورترین نقش‌هایش، در این فیلم، برجسته می‌شود اما «برونو كربی» و «پل بندیكت» هم بازی‌های كمیك خوبی از خود نشان می‌دهند و «ماتیو برودریك»، به شایستگی از عهده نقشش به‌عنوان تنها شخصیت جدی فیلم برمی‌آید.

خلاصه فیلم به قلم مارک دمینگ

فیلم‌های خیلی زیادی هست که در آن‌ها، ستاره‌ها موفقیت‌ در نقش‌هایشان را مرتب تکرار کرده‌اند – اما آیا تابه‌حال، ستاره‌ای در ایفای نقشش، موفق‌تر از «مارلون براندو» در «سال اولی» بوده؟ او درواقع مشهورترین کاراکتر خودش، «دون کورلئونه» در «پدرخوانده» را در این فیلم تکرار می‌کند و این بار با چنان طنازی، نظم و جدیتی که نه‌تنها یک سرقت ادبی تو روز روشن و یک نمای نازل به نظر نمی‌رسد، بلکه یک شاهکار کمدی درخشان به‌حساب می‌آید. اسم کاراکتر «براندو»، این بار «کارمینه ساباتینی» است، اما از باقی جهات، همان پدرخوانده است. ظاهرش شبیه پدرخوانده است، مثل او حرف می‌زند، بالاتر از همه، همان راحتی و بی‌قیدی ناشی از قدرت نفوذ محضی را دارد که مدت‌ها رویش تمرین کرده بود. در فیلم، او یک شغل برای مرد جوانی که اخیراً مدرسۀ فیلم‌سازی‌اش را شروع کرده، دارد و از او می‌خواهد که بسته را از قسمت حمل بار فرودگاه تحویل بگیرد و آن را به یک آدرس خاص تحویل بدهد. البته، ما فکر می‌کنیم که قضیه، مواد مخدر است – شک جوان هم همین است – اما در حقیقت، چیزی که درون بسته است، عجیب‌وغریب‌تر از این حرف‌ها است. یک مارمولک عظیم‌الجثه. نقش مرد جوان را «متئو برودریک» بازی می‌کند. او بعدازاینکه یک دزد (با بازی برونو کربی) که در ایستگاه «گرند سنترال»، جوان را می‌بیند و پیشنهاد می‌کند او را تا یک جایی برساند، تمام اموال و پول‌هایش را می‌زند، یک شروع نامطمئن را در «نیویورک» داشته است. حالا در مدرسۀ فیلم‌سازی دانشگاه نیویورک هم با مشکل روبه‌رو می‌شود چون استاد (با بازی پائول بندیکت) نمی‌خواهد هیچ بهانه‌ای بشنود، فقط می‌خواهد بشنود که تمام دانشجوهایش کتاب او را خریده‌اند. خوب، وقتی «برودریک»، «کربی» را می‌بیند که دارد دوروبر پرسه می‌زند، او را تا پایین خیابان تعقیب می‌کند، یقه‌اش را می‌گیرد و می‌خواهد که اموالش را پس بگیرد. «کربی» چیز بهتری به او پیشنهاد می‌دهد: یک شغل. لازمۀ به دست آوردن این شغل، سفر به «لیتل ایتلی» و دنیای سرپوشیدۀ پشتِ جلوی مغازۀ بی‌نام یک کلوب است! جایی که «کارمینه ساباتینی» دفترش را می‌گرداند. روی دیوار، عکسی از *«موسولینی» است، این هم محض خاطر غم غربت («مثل این می‌مونه که تو یه عکس از *«بیتلز» داشته باشی»، این توضیحی است که «ساباتینی» به جوان می‌دهد). پیشنهاد شغل انجام می‌شود و پذیرفته می‌شود (بعدازاینکه دون، به شکلی سمبلیک، چند فندق را در دستش خرد می‌کند) و قبل از آنکه «برودریک» به خودش بیاید، افتاده است در آغوش این خانوادۀ مافیایی. «پنه لوپه آن میلر» نقش دخترِ دون را بازی می‌کند، «تینا». یک مرد با یک مسلسل بالای سردرِ خانۀ آن‌ها نگهبانی می‌دهد. روی شومینه، تصویری از «مونالیزا» است. کپی نیست، به‌زعم «برودریک». «میلر» می‌پرسد: «یادت میاد کِی این رو فرستادن اینجا که تو همۀ موزه‌ها نمایشش بدن؟ دیگه هیچ وقت برنگشت.» بعد یک دکمه را فشار می‌دهد و ما صدای  «نت کینگ کول» را از سیستم استریو می‌شنویم که ترانۀ «مونالیزا» را می‌خواند. «سال اولی» را «اندرو برگمن» نوشته و کارگردانی کرده است، یک استعداد کمدی غیرسنّتی که افتخارات دیگرش شامل همکاری در نگارش فیلم‌نامۀ «زین‌های شعله‌ور» و نگارش «قوم‌وخویش‌های سببی» می‌شود. چیزی که او در «سال اولی» خلق کرده است، یک کمدی عجیب‌وغریب، غیرمستقیم و نامتعارف است. تقریباً چیزی را نمی‌شود در «سال‌اولی» پیش‌بینی کرد – نه شغلی که از «برودریک» می‌خواهند انجامش دهد، نه رابطه‌ای که خودش را درگیر آن می‌بیند و قطعاً نه صحنۀ اوج‌گیرنده‌ای که در آن چند شخصیت خیلی ثروتمند در یک ضیافت عجیب‌وغریب دورهم جمع‌اند و «ماکسی میلیان شل» نقش یک سرپیشخدمت را بازی می‌کند و «برت پارکس»، برای آن‌ها یک نسخه از «مزرعه مگی» را می‌زند و می‌خواند که شبیه هیچ‌کدام از نسخه‌هایی که تابه‌حال اجراشده‌اند، نیست. وقتی «براندو»، سپتامبر گذشته کارش در «سال اولی» را تمام کرد، در یک مصاحبۀ بدنام در «تورنتو گلوب» و «میل»، به فیلم حمله کرد و ادعا کرد که فیلم آشغال بوده و اینکه می‌خواهد بازیگری را کنار بگذارد. چند روز بعد، او حرف‌هایش را پس گرفت و تصدیق کرد که با تمام این حرف‌ها، احتمالاً فیلم مشکلی ندارد. چه کسی می‌داند انگیزۀ او برای هرکدام از این اظهارنظرها چه بوده؟ اصلاً چه کسی خودِ «براندو» را می‌شناسد؟ حقیقت این است که تا وقتی او روی پرده است، کمتر بازیگری را می‌توان تصور کرد که تسلط بیشتری نسبت به او به کارش دارد و در «سال اولی» او واقعاً با خطر خنده‌های تمسخرآمیز احتمالی دست‌وپنجه نرم می‌کند. به راه‌های زیادی فکر کنید که می‌توانست این اجرا را بی‌راهه ببرد. به انتقادهایی فکر کنید که «براندو» در موردشان خطر کرد، منتقدینی که آماده بودند به خاطر سوءاستفاده او از مشهورترین اجرایش با تکرار آن در قالب کمدی، به او حمله کنند. «براندو» حتماً از این خطرها آگاه بوده، اما حتماً درون خودش اعتمادبه‌نفس کافی برای رفتن این راه و بردن یک قمار خطرناک را داشته است. بقیۀ بازیگرها، شاید بااطلاع از فرصت‌هایی که «براندو»، کمال استفاده را ازشان می‌کرد، انگار کمی از او می‌ترسند – که خوب، باید هم این‌طور باشد. «برودریک» در نقش مرکزی فیلم به‌عنوان دانشجوی علاقه‌مند فیلم‌سازی، خوب است و «برونو کربی» در نقش بچۀ خیابانی‌ای که تمام سوراخ‌سنبه‌های شهر را می‌شناسد، خیلی دل‌نشین و بامزه است؛ و «برت پارکس» حتماً بعدازآنکه قراردادش را در پروژۀ مجلل و تاریخی «میس امریکا» فسخ کردند، باید تمام ایده‌هایش را برای این فیلم کنار گذاشته باشد. «سال اولی» مثل جشنی با حضور کلی آدم بااستعداد پیش می‌رود که همگی تصمیم گرفته‌اند سعی کنند از یک‌چیزی قسر در بروند.

*بنیتو موسولینی: رهبر ایتالیایی و پایه‌گذار فاشیسم که بین سال‌های ۱۹۲۵-۴۳ در ایتالیا دیکتاتوری می‌کرد و بعد از ج‌ج‌دوم به دست پارتیزان‌ها کشته شد.
*بیتلز: معروف‌ترین و موفق‌ترین گروه موسیقی بریتانیا از ۱۹۶۲ به بعد و تأثیرگذار روی پیشرفت موسیقی مردمی.

راجر ایبرت | ۲۷ جولای ۱۹۹۰

© Copyright, Ebert Digital LLC
© AllMovie, a division of All Media Network, LLC. | All Rights Reserved

Read In English

Roger Ebert | Great Movie Reviews

An Innocent Kid. An Experienced Mobster.
This Could Be The Start Of A Beautiful Friendship.

In this farcical comedy, Matthew Broderick plays Clark Kellogg, an aspiring director who arrives in New York City to attend film school. However, moments after he arrives in the city, he’s robbed by Victor Ray (Bruno Kirby), leaving him no money for the $700 in books required by his instructor, Arthur Fleeber (Paul Benedict). A few days later, Clark runs into Victor and demands his money back, but Victor has already lost it (on a horse race in which he wasn’t entirely sure the animal he bet on was a horse). Instead, he offers to fix Clark up with a job with his boss, an “importer and exporter” named Carmone Sabatini (Marlon Brando), who bears a stunning resemblance to Don Corleone in The Godfather. Clark’s adventures with Sabatini are just beginning when he’s instructed to pick up a package from the airport. Clark is expecting it to be contraband, and he’s right, but not in the way he figured — it turns out he’s accepting delivery of a komodo dragon, which is to be served at a “gourmet club” specializing in dishes prepared from endangered species. Marlon Brando’s hilarious comic variation on one of his best-known roles is the highlight of this film, but Bruno Kirby and Paul Benedict also deliver fine comic turns, and Matthew Broderick copes nobly with his role as the film’s lone normal person.

The Freshman
Synopsis by Mark Deming

There have been a lot of movies where stars have repeated the triumphs of their parts – but has any star ever done it more triumphantly than Marlon Brando does in “The Freshman”? He is doing a reprise here of his most popular character, Don Vito Corleone of “The Godfather,” and he does it with such wit, discipline and seriousness that it’s not a ripoff and it’s not a cheap shot, it’s a brilliant comic masterstroke.
The Brando character is named Carmine Sabatini this time, but in every other respect he’s the Godfather. He looks like him, talks like him and, most of all, has the easy air of great authority long exercised. In the film, he has a job for a young man who has just started in film school. He wants him to pick up a package at the freight terminal of the airport and deliver it to a certain address. Of course, we’re thinking it’s drugs – that’s what the young man assumes – but actually this delivery is of a most peculiar nature. It is a giant lizard.
The young man is played by Matthew Broderick. He has got off to an uncertain start in New York City after all of his possessions and money were stolen by a thief (Bruno Kirby) who met him in Grand Central station and offered him a ride. Now he’s in trouble at New York University’s film school, where the professor (Paul Benedict) doesn’t want to hear excuses, he only wants to hear how all of his students have purchased his book. So when Kirby wanders by, Broderick chases him down the street, collars him, and demands his possessions back. Kirby offers him better than that: He offers him a job.
The job involves a trip to Little Italy, and the cloistered world behind the anonymous shop front of a social club where Carmine Sabatini keeps his office. On the wall is a photograph of Mussolini, there for nostalgia’s sake (“It is like you might have a photo of the Beatles,” Sabatini explains to the young man). The job offer is made, and accepted (after the don symbolically crushes some nuts in his hand) and, before Broderick realizes it, he has been swept up into the embrace of this Mafia family.
Penelope Ann Miller plays the don’s daughter, Tina. A man with a machinegun is posted above the entrance to their home. Over the fireplace is the “Mona Lisa.” It’s not a copy, as Broderick assumes.
“Remember when it was sent over here to tour all of the museums?” Miller asks. “It never went back.” She pushes a button, and we hear Nat King Cole singing “Mona Lisa” on the stereo system.
“The Freshman” was written and directed by Andrew Bergman, an unconventional comedy talent whose credits include co-authoring the screenplay for “Blazing Saddles“ and writing “The In-Laws.” What he has created in “The Freshman” is a comedy of the peculiar, the oblique and the offbeat. Very little is predictable in “The Freshman” – not the job Broderick is asked to do, not the relationship he finds himself in, and certainly not the climactic scene in which some very rich people sit down to a strange banquet while Maximilian Schell acts as maitre d’ and Bert Parks serenades them with a version of “Maggie’s Farm” that is unlike any that has ever been performed.
When Brando finished filming “The Freshman” last September, he attacked the movie in a notorious interview in the Toronto Globe and Mail, claiming it was trash and that he was retiring from acting. A few days later, he retracted his statements and conceded that the movie might be all right after all. Who knows what his motives were for either statement? Who ever knows with Brando? The fact is that while he’s on the screen, few actors have a more complete command of their work, and in “The Freshman” he walks a tightrope above the hazards of bad laughs.
Think how many ways this performance could have gone wrong. Think of the criticism Brando risked, from those ready to attack him for cashing in on his most famous performance by reprising it for a comedy.
Brando must have known the dangers, but he must have had confidence in himself, too – enough to go ahead anyway, and to win a considerable gamble.
The other actors, perhaps aware of the chances Brando was taking, seem a little in awe of him – which is as it should be. Broderick is fine in the central role as the earnest film student, and Bruno Kirby has a lot of fun as the fast-talking street kid who knows all the angles. And Bert Parks must have been saving up his ideas for this movie ever since they terminated him at the Miss America pageant. “The Freshman” plays like a celebration of a lot of talented people who all have decided to try to get away with something.

By Roger Ebert | July 27, 1990

© Copyright, Ebert Digital LLC
© AllMovie, a division of All Media Network, LLC. | All Rights Reserved

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *