نمایش هنریِ دیالکتیک درونیِ ذهن دکارتی
کارگردان: آلن رنه | فیلم‌نامه: آلن راب‌گری‌یه | اکران: ۱۹۶۱ | با بازی جورجو آلبرتازی، دلفین سریگ، ساشا پیتوف و دیگران

به نظر می‌رسد فیلم، درامی از یک مثلث عشقی را به نمایش می‌گذارد، اما رویدادهای داستان به شیوۀ خطی بازگو نمی‌شوند و در کل بیانگر یک داستان خاص به معنا و مفهوم معمول آن نیستند. صحنه‌ها، دیالوگ‌ها، نماهای جزئی‌نگر و مناظر پانورامایی[۱] تکه‌تکه می‌شوند، باهم آمیخته می‌شوند، دوباره در کنار هم قرار می‌گیرند و بخش‌های مختلف آن‌ها به شکلی موزون و به سبک و سیاق یک زیبابین[۲] اسلوموشن تکرار می‌شوند. فیلم به‌عنوان یک تجربۀ فرمالیستی (شکل‌شناختی) در رسانۀ سینما توصیف شده است – در صحنه‌ای که در آن نقاشی‌های کوبیسم به‌عنوان مطالعاتی فرمالیستی توصیف و تعریف شده‌اند. «سال گذشته در مارین‌باد» یک فیلم عامه‌پسند نیست، چراکه قواعد داستان‌پردازی روایی و فن پذیرفته و تثبیت‌شدۀ‌ درام‌نویسی در هالیوود که امروزه مورد انتظار مخاطب انبوه سینما است را نادیده می‌گیرد. بااین‌وجود، فیلم به‌عنوان یکی از نقاط عطف برجستۀ فیلم‌سازی هنری مدرن شناخته می‌شود. سال گذشته در مارین‌باد پ اول

فیلم، بسیاری از بینندگان، حتی تماشاگرانی که از دیدن آن لذت می‌برند را گیج و سرگردان کرده است؛ مانند بسیاری از آثار مدرنیته، در این فیلم هم هیچ‌گونه توضیح بالاتفاق قابل‌قبولی برای معنا و مفهوم آن ارائه نمی‌شود. در مقاله‌ی مطالعاتی زیر، «سال گذشته در مارین‌باد» به‌عنوان نمونه‌ای از نمایش هنریِ دیالکتیک[۳] درونیِ ذهن دکارتی، مورد تعبیر و تفسیر قرار خواهد گرفت.

تا جایی که بتوان یک خط داستانی مشخص را برای فیلم تعریف کرد، می‌توانیم آن را به این شرح خلاصه کنیم: در یک قصر بسیار بزرگ باروکی که در حال حاضر به‌عنوان یک هتل مجلل امروزی برای مسافرهایی از طبقۀ مرفه جامعه اداره می‌شود، یکی از مهمان‌ها (با بازی «جورجو آلبرتازی») سعی می‌کند زنی (با بازی «دلفین سریگ») را به قبول این موضوع مجاب کند که آن‌ها سال گذشته به‌نوعی باهم سر و سرّی داشته‌اند و اینکه امسال زن باید با این معشوق سابق خود فرار کند و بیرون از معماری هندسی و جامعۀ به‌شدت رسمی این تشکیلات – و همچنین به‌دوراز مردی (با بازی «ساشا پیتوف») که به نظر می‌رسد مدام زن را زیر نظر دارد و ممکن است شوهر او باشد – زندگی جدیدی را شروع کنند. در جریان مواجهه‌ها و مکالمه‌های متعدد و متنوعی که در طول فیلم اتفاق می‌افتند، قهرمان داستان به‌تدریج موفق می‌شود زن را مطیع ارادۀ خودش کند و در پایان فیلم، به نظر می‌رسد که این دو آمادۀ ترک جهان باشکوه هتل به یک مقصد نامعلوم هستند.

کاراکترهای فیلم، همگی بی‌نام هستند؛ اما در فیلم‌نامه، قهرمان داستان را به‌عنوان X، زن را با نماد A و شوهر فرضی را با حرف M می‌شناسیم.

«سال گذشته در مارین‌باد» با نماهای افتتاحیه‌ای از قصر پرپیچ‌وخم و ماز-مانندی شروع می‌شود که طراحی باروکی آن درست به همان دقتی که دکورهای نمایشی و تزئینات ظریف و سنجیده آن را پرکرده‌اند، به لحاظ هندسی دقیق و حساب‌شده است. همچنین در همین نماها، برای اولین بار می‌توانیم به‌طور اجمالی نگاهی بر فضای پارک خارج از ساختمان با طراحی و باغچه‌بندی به‌شدت منظم و قاعده‌مند آن – که سبک معمول معماری باغ‌های فرانسوی در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی است – (در قالب عکس‌های چاپی قاب‌بندی‌شده روی دیوارها)، داشته باشیم. همین‌طور که دوربین آرام‌آرام در راهروها، گالری‌ها و سالن‌های ساختار به‌ظاهر بی‌انتهای هتل حرکت می‌کند، صدای قهرمان داستان را می‌شنویم:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 15 =