ویژه‌نامه

«هامفری بوگارت»: سال‌های موفقیت

«هامفری بوگارت»، سال‌های موفقیت
چهار فیلمی که رازگونگی او را خلق کرد
به قلم «مایکل میلز»

از «سم اسپید» بی‌تفاوت تا «ریک بلین» بدگمان، از «فیلیپ مارلو»، کارآگاه متلک‌پران تا «فرد سی. دابس» بی‌پول و بدبخت، «هامفری بوگارت» یک گالری از کاراکترهای فراموش‌نشدنی خلق کرد. «بوگارت» با حضور در بیش از 75 فیلم، در فاصلۀ زمانی 26 سال، یک اثر محوناشدنی‌ از خودش بر پیکرۀ سینمای آمریکا گذاشت.

کارهای اول «هامفری بوگارت» تقریباً قابل‌توجه نیستند. تنوع نقش‌های او از جوان‌های عیاش پولدار تا گانگسترهای ژولیده بود. در فیلم «جنگل سنگ‌شده» (1936)، «بوگارت» به اصرار «لسلی هاوارد»، همبازی‌اش در «برادوی»، نقش قاتل خونسرد، «داک مانتی» را دوباره خلق کرد. فیلم، موفقیت چشمگیری داشت و کمک شایانی به وجهۀ حرفه‌ای او کرد. بااینکه نقش‌های اول او محدود به گانگسترها و یاغی‌هایی بود که تا پیش از «جنگل سنگ‌شده» بازی می‌کرد، اما همچنان برای رسیدن به اوج مصمم بود.

سال 1941، «بوگارت» دیگر در آستانۀ شهرت سینمایی بود. نقش‌های بعدی و حالا برجستۀ او، می‌رفتند تا مقبولیت و ستایشی که او همیشه تشنه‌اش بود را برایش به ارمغان بیاورند؛ معروفیتی که با تمام وجود از آن لذت می‌برد؛ رازگونگی «بوگارت» حالا مشهور که خیلی اتفاقی شروع به خلق آن کرد و در تمام سال‌های دهۀ بعد، بر پردۀ سینما پادشاهی کرد. بعدها در اظهارنظری گفت که اتفاق‌های انگشت‌شماری در زندگی‌اش بوده‌ که واقعاً توانسته به آن‌ها افتخار کند و کلاسیک 1941، «شاهین مالت» یکی از آن‌ها بود.

شاهین مالت

«جان هیوستون» کارگردان، در اولین و به عقیدۀ بسیاری، بهترین تجربۀ کارگردانی‌اش، موفقیت چشمگیر فیلم را به «بوگارت» نسبت می‌‌دهد؛ اما فیلم‌نامۀ «هیوستون» و کارگردانی پرشور او هم به این موفقیت کمک کرد. «جان هیوستون» به‌عنوان نویسندۀ سناریو، تمام تلاشش را برای وفادار ماندن به متن رمان «داشیل همت» کرد؛ نام‌ها، قتل‌ها و دسیسه‌هایی که یکی بعد از دیگری در داستانِ مجموعه‌ای از کاراکترهایی که در جستجوی یک تاج جواهرنشان افسانه‌ای هستند، اتفاق می‌افتند.

با وجود گروه حرفه‌ای پشت دوربین، فیلم‌برداری کلیدپایین (نورپردازی با مایۀ تیره) و تدوین عالی «تامس ریچارد»، این شخصیت‌پردازی جاودانۀ جلوی دوربین است که به‌واقع همیشه در یادها می‌ماند. کاراکتر «بریجید اوشاکنسی» با بازی «مری آستر»، تصویر برجسته و تکان‌دهنده‌ای از فریب و خیانت زنانه است. او با زیبایی، سنگدلی و زیرکی‌اش می‌تواند هر جا لازم باشد، اشک بریزد. «سیدنی گرین‌استریت» در اولین حضور سینمایی‌اش، نقش «کسپر گوتمن» متکبر را بازی می‌کند، مرد پشت‌پردۀ عملیات پیدا کردن پرندۀ گریزان. «هیوستون» با تکنیک تصویربرداری از زاویۀ پایین، بر جثۀ بزرگ و قوی «گرین‌استریت» تأکید بیشتری گذاشت و اجازه داد او تمام صحنه‌های کلیدی خاصی از فیلم را به خودش اختصاص دهد؛ اما درنهایت، این شخصیت‌پردازی «بوگارت» از «سم اسپید» است که در ساختار، کلاسیک باقی می‌ماند. او جنون سوءظن دارد اما هنوز هم به اصول اخلاقی‌اش پایبند است؛ گستاخ و جسور است اما بی‌کله نیست. بی‌پروا است اما خالی از ترس هم نیست. جایی که پای انسان‌ها، به‌خصوص زن‌ها وسط باشد، می‌خواهد که همه وفادار و صادق باشند. می‌تواند یک چیز بدلی را از یک مایلی تشخیص بدهد. با یک قیافۀ بی‌تفاوت به بهانه‌تراشی‌های طولانی «آستر» برای نبودن در محل جرم گوش می‌دهد و بعد لبخند می‌زند و می‌گوید، «تو خوبی، خیلی خوبی!». همین نقش است که الگوی تصویری می‌شود که از «بوگارت» در سال‌های اول دهۀ 40 به یاد داریم؛ تصویری که در «کازابلانکا» ابعاد وسیع‌تری پیدا کرد و تقویت شد و تصویری که همۀ طرفداران «بوگارت» با علاقه و ستایش زیاد از آن یاد می‌کنند.

کازابلانکا

کلاسیک سینمایی «کازابلانکا» (1943) به فیلم معرف دهۀ 40 تبدیل شده است. فیلم، موفقیت خودش را مدیون مجموعه‌ای از اجراهای عالی و بده‌بستان‌های تقریباً معجزه‌آسای بازیگرانش است. طرح کلی داستان با کارگردانی بی‌نقص «مایکل کورتیز» و در فیلم‌نامه‌ای از «جولیوس جی.» و «فیلیپ جی. اپستین»، حول محور مجموعه‌ای از کاراکترها می‌گردد که به «ریکس کفی»، کلوب شبانه و مرکز توطئه‌چینی در «کازابلانکا»، می‌آیند.

«بوگارت»، نقش مالک کافه، «ریک بلین» را بازی می‌کند، یک سابقاً سرباز ثروتمند که از کشتار و جنگ خسته شده و حالا از اینکه سال‌های باقی‌ماندۀ جنگ را در کازابلانکای بی‌طرف می‌گذراند، احساس رضایت می‌کند. بدگمانی ظاهری او با یادآوری تصاویری از گذشته‌اش در پاریس و زن زیبایی (اینگرید برگمن) که هنوز هم دوستش دارد و کینه‌توزانه او را به یاد می‌آورد، کم‌کم رنگ می‌بازد. خاطرات تلخ و شیرین عاشقانه‌های گذشته‌اش او را عذاب می‌دهند، خاطراتی که پی‌درپی با نغمه‌های As Time Goes By با صدای «سم» (با بازی «دولی ویلسون»)، دوست و رازدار پیانیستش، جرقه می‌زنند. «برگمن» دوباره پیدایش می‌شود و حالا با یک رهبر مبارزات زیرزمینی (با بازی «پاول هنرید») ازدواج کرده است. او به برگه‌های خروج نیاز دارد و مطمئن است «بوگارت» این نفوذ و قدرت را دارد که پرواز او و «هنرید» را به سرزمین آزادی تضمین کند. «بوگارت» قبول نمی‌کند برگه‌ها را به او بدهد و دل‌شکستگی‌اش در پاریس را به او یادآوری می‌کند. «برگمن» توضیح می‌دهد که تمام آن مدت، همسر «هنرید» بوده، اما فکر می‌کرده او مرده و به همین خاطر عاشق «بوگارت» شده بود. «بوگارت» تسلیم می‌شود و کمک می‌کند «برگمن» و همسرش به کشور امن برسند.

جادویی که بین «بوگارت» و «برگمن» شکل گرفت، یک چهرۀ رمانتیک جدید از این مرد سابقاً خشن، به نمایش گذاشت. این چهره به او کمک کرد تا تصویر کاملی از یک مرد ایدئال که هر مردی آرزو دارد مثل او باشد را نشان دهد. «کازابلانکا»، اولین نامزدی اسکار را برای «هامفری بوگارت» به همراه داشت (بوگارت جایزه را به «پاول لوکاس» برای بازی در «مواظب راین باشید» باخت) و برندۀ جایزۀ بهترین فیلم سال 1943 شد.

خواب بزرگ

بعد از به‌جا آوردن حقّ «سم اسپید»، کاراکتر رمانِ «همت»، معلوم نبود کی، اما حتمی بود که «برادران وارنر» به این نتیجه می‌رسد که «بوگارت» را برای نقش «فیلیپ مارلو»، شخصیت داستان «ریموند چندلر» انتخاب کند. «خواب بزرگ» (1946)، یک تریلر کارآگاهی و به طرز باورنکردنی‌ای پیچیده است که با یک‌بار دیدن، به‌هیچ‌وجه درک نمی‌شود. «بوگارت» استخدام می‌شود تا ردّ یک مرد اخاذ را بگیرد اما یک‌باره به خودش می‌آید و می‌بیند در ماجرای یک سری قتل‌های زنجیره‌ای، خیانت از هر نوعی و آشوب‌های بی‌دلیل، غرق شده است. درست است که سخت می‌شود فهمید اصل ماجرا چیست، اما ترکیب کارگردانی هوشمندانۀ «هاوارد هاوکز» و گروه بازیگرانی که به‌جا و مناسب انتخاب شده‌اند، علاقه‌مندی مخاطب را تضمین می‌کند. دیالوگ‌های کوتاه و مختصری که «ویلیام فاکنر» و «لی برکت» نوشته‌اند به خلق صحنه‌های جاودانه‌ و استنباط عنوان‌های فرعی رمان «چندلر» کمک می‌کند. وقتی «بوگارت» پرونده را دست می‌گیرد، دستورالعمل‌هایش، در یک گلخانۀ خفه و مرطوب به او می‌رسد. طنز تیز و ظریف و میان‌پردۀ اغواگرانۀ لاس‌زنی سریع «بوگارت» با فروشندۀ کتاب‌فروشی، «دوراتی مالون» و تمام برخوردهای دیگرش با «دوراتی مالون» هزارسال جلوتر از زمان آن‌ها است. شاید «خواب بزرگ» یک جواهر معیوب بود، اما بااین‌وجود، کمک بزرگی به رازگونگی «بوگارت» کرد. ظرف یک سال بعدازاین، دورانِ «شمایل» معروف «بوگارت» به نقطۀ پایان خودش رسید.

گنج‌های سیه‌رامادره

«هامفری بوگارت» حالا یک ستارۀ ستودنی و یک نقش‌ اول رمانتیک بود و دیگر زمانش رسیده بود که مشغول کار جدی بازیگری شود. تا سال 1948، این «بوگارت» بود که نقش «بوگارت» را با تفاوت‌های جزئی بازی می‌کرد. «گنج‌های سیه‌رامادره» (1948)، بی‌گفت‌وگو، یکی از بهترین فیلم‌های «بوگارت» است. فیلم که یک‌بار دیگر او را در کنار «جان هیوستون» کارگردان قرار می‌دهد، روایتگر حرص، سوءظن و نفرت سه بیکارۀ مفلس و بدبخت است که در جستجوی طلا در مکزیک باهم همراه می‌شوند. کاراکتر «فرد سی. دابس» بوگارت، یک موجود پیچیدۀ جذاب است که ازهم‌پاشیدگی تدریجی‌اش و مبتلا شدنش به جنون سوءظن، به شکل درخشانی جلوی دوربین ازکاردرآمده است. او یک بازندۀ مادرزاد است که هیچ پتانسیلی برای تغییر ندارد و با این روحیۀ بدگمان، بی‌احساس، وحشی و به‌شدت فسادپذیری که دارد، به نظر می‌رسد سرنوشت غم‌انگیزی برایش رقم خورده باشد. «تیم هولت» نقش «کرتین» را بازی می‌کند، مردی که مثل «بوگارت»، وسوسه شده اما درنهایت وجدانش به او اجازه نمی‌‌دهد به امیال فسادپذیرش میدان بدهد.

«والتر هیوستون»، پدرِ «جان هیوستون» نقش «هاوارد» را بازی می‌کند، یک پیر خنزرپنزری بی‌دندان که از همان اول می‌داند وقتی به گنج برسند چه اتفاقی می‌افتد. تصویربرداری فیلم در لوکیشنی در مکزیک است. داستان اساساً کنش و واکنش بین این سه مرد، از اولین ملاقاتشان باهم، همراهی ناآرام و معذبشان تا رسیدن به رویارویی نهایی‌ آن‌ها است. نتیجه، اجرایی از «بوگارت» که به نظر می‌رسد درخشش آن با هر بار دیدن فیلم بیشتر و بیشتر شود. فیلم برندۀ سه اسکار، ازجمله بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای «والتر هیوستون» شد و «بوگارت»، همچنان در پی تندیس گریزان ماند.

از زمان مرگ «بوگارت» در چهل سال پیش، پرسونای او به‌مراتب تزلزل‌ناپذیرتر از هر وقت دیگری در زمان حیاتش شده است. می‌خواهد همزادپنداری «وودی الن» در فیلم «دوباره بزن سام» (1972) باشد، یا سوگ‌نامۀ «جورج سیگال» در فیلم «پرندۀ سیاه» (1975) که به طرز مهیبی یک دزدی آشکار بی‌مزه از «شاهین مالت» است؛ رازگونگی «هامفری بوگارت» تا همیشه، با روح و روان آمریکایی آمیخته خواهد بود.

تقدیم‌نامۀ ارزشمند «مایک روزنبرگ» حاوی صدها تصویر و چندین روایت از «بوگارت» است. یک شاهکار دیدنی حتی برای اتفاقی‌ترین هوادارها.

Copyright © Moderntimes · All Rights Reserved

Read In English

Humphrey Bogart the Peak Years

Four Films That Established the Bogart Mystique

From hard boiled Sam Spade to cynical Rick Blaine, from wisecracking shamus Philip Marlowe to down-on-his-luck Fred C. Dobbs, Humphrey Bogart created a gallery of unforgettable characters. Appearing in over 75 films, spanning 26 years, Bogart left an indelible mark on American cinema.

Humphrey Bogart’s early career was hardly noteworthy. His roles ranged from rich playboys to seedy hoodlums. In the film The Petrified Forest (1936), Bogart, on the insistence of his Broadway co-star Leslie Howard, re-created his role of the cold blooded killer Duke Mantee. The film was a huge success and gave a tremendous boost to his career. Although his immediate roles remained constrained to the hoodlums, and malcontents he had portrayed prior to The Petrified Forest , he remained steadfast in his pursuit of excellence.

By 1941 Humphrey Bogart was on the verge of cinematic prominence. His subsequent and now celebrated roles were about to garner Bogart the acceptance and adulation he so desperately craved. A recognition he relished, as he set out fortuitously to create the now famous “Bogart “ mystique, which would dominate the screen for the next decade. He was to remark later that there were few things about which he could feel genuine pride, and the 1941 classic The Maltese Falcon, was one of them.

The Maltese Falcon

Director John Huston, in his first directorial effort, and many feel his best, credits Bogart with the films amazing success. But Huston’s script and electric direction also contributed. As author of the screen play John Huston made every effort to remain faithful to Dashiell Hammett’s novel. Names, murders, and intrigues turn up quickly in this tale of an assortment of characters in search of a fabulous jewel encrusted crown.

In spite of the expertise behind the camera, the use low-key photography and Thomas Richard’s efficient editing, it’s the memorable characterizations on the screen that truly stand out. Mary Astor’s Brigid O ’Shaughnessy is a striking picture of feminine deceit and betrayal. Beautiful, unmerciful and cunning, she is able to shed tears on command. Sydney Greenstreet, in his film debut, plays the bloated Kasper Gutman, the man behind the search for the elusive bird. Huston accentuated Greenstreet’s huge bulk by shooting from low angles, allowing him to monopolize certain key scenes. But it is Bogart’s portrayal of Sam Spade that remains classic in its construction. Cynical, he still maintains his code of ethics. He is brash, but not foolhardy. He is courageous, but not without fear. Where people, especially woman, are concerned he demands loyalty and truth. He can spot a phony a mile away. He listens to Astor’s long alibi with a straight face and then smiles, telling her, “you ’re good, you ’re very good! “

This is the film role that molded the image we remember of Bogart through the early years of the forties an image elaborated upon and reinforced in Casablanca, and one that all Bogart fans remember with great affection and admiration.

Casablanca

Casablanca (1943), a screen classic, has become the representative picture of the 1940’s. It owes its success to a gallery of fine performances and to their almost miraculous interplay with each other. Directed with flawless skill by Michael Curtiz, the plot, in a screenplay by Julius J. and Philip G. Epstein, revolve around an assortment of characters coming into Rick’s Cafe, a night club and focal point of intrigue in Casablanca.

Bogart plays the cafe owner Rick Blaine, a former soldier of fortune who has grown weary of the gun running and fighting, and who is now content to sit out the remainder of the war in neutral Casablanca. The facade of his cynicism begins to weaken as he is haunted by visions of his Paris past, and the beautiful woman (Ingrid Bergman), he still loves and rancorously remembers. He is tormented by the bittersweet memories of his past love affair, memories triggered repeatedly as the strains of As Time Goes By, come from Sam, (Dooley Wilson), his piano-playing confidante. Bergman re-surfaces and is now married to an underground leader (Paul Henreid). She needs the exit papers, believed to be in Bogart’s possession that will guarantee her and Henrieds flight to freedom. He refuses her the papers, recalling his heartbreak in Paris. She explains to him that she had been married to Henreid all along but believing him to be dead she fell in love with Bogart. He weakens and helps get Bergman and her husband to safety.

The magic that developed between Bogart and Bergman made a new romantic figure out of the former tough guy. It helped him perfect the portrayal of the ideal man who all men wish to emulate. Casablanca brought Humphrey Bogart his first Academy Award nomination (he lost to Paul Lukas for Watch On The Rhine), and it won Best Picture for 1943.

The Big Sleep

Having done justice to Hammett’s Sam Spade it was just a matter of time until Warner Brothers got around to casting Bogart as Raymond Chandler’s Philip Marlowe. The Big Sleep (1946), is an incredibly complex detective thriller that defies comprehension in a single screening. Bogart is hired to track down a blackmailer, but quickly finds himself immersed in multiple murders, assorted double-crosses, and wanton mayhem. Even though one could hardly understand what was happening, Howard Hawks ’ brilliant direction, and a well chosen cast combine to secure the viewer’s interest. Concise dialogue by William Faulkner and Leigh Brackett help to create memorable scenes eliciting the subtleties of Chandler’s novel. When Bogart enters the case he receives his instructions in a suffocatingly, humid, hothouse. The subtle humor and suggestive by-play of Bogart’s quick flirtation with bookstore clerk Dorothy Malone, and all of his encounters with Dorothy Malone, are a millennium ahead of their time. If The Big Sleep was a flawed jewel, it nevertheless was an important contribution to the Bogart mystique. Within a year Bogart’s famous “image “ period would come to an end.

Having had his day as an idolized star and romantic leading man, it was time for Humphrey Bogart to get down to the serious business of acting. Up until 1948 it had been Bogart playing Bogart in various shadings.

The Treasure of the Sierra Madre

The Treasure of the Sierra Madre(1948) is indisputably one of Bogart’s best films. Re-united once more with director John Huston, the film tells of the greed, distrust, and hatred of three down-on-their-luck wastrels who team up to search for Gold in Mexico. Bogart’s Fred C. Dobbs is an amazingly complex creation whose slow disintegration into paranoia was brilliantly managed on camera. He is a born loser with no potential for change, suspicious, unfeeling, savage, and easily corruptible, he seems destined for a tragic fate. Tim Holt plays Curtin, a man who like Bogart, is tempted but whose conscience will not permit him to exercise his corruptible desires.

Walter Huston, John Huston’s father, plays Howard, a toothless old codger, who knows all along what will happen when they find the treasure. Filmed on location in Mexico. It is mainly the interaction of these three men from their first meeting and uneasy partnership through their final confrontation. The result, a Bogart performance whose luster seems to brighten with every screening. The film won three Oscars, including Best Supporting Actor for Walter Huston, leaving Bogart still in pursuit of the elusive statuette.

Since his death forty years ago, Bogart’s persona has become more steadfast than it ever was during his lifetime. Be it Woody Allen’s alter ego in Play it Again Sam; (1972), or George Segal’s, woeful The Black Bird (1975), a dreadfully, unfunny rip-off of The Maltese Falcon, the Humphrey Bogart mystique will be forever entwined in the American psyche.

Mike Rosenberg’s sterling Tribute, contains hundreds of images, and many anecdotes about Bogart. A must see for even the most incidental fan.

Michael Mills


Copyright © Moderntimes · All Rights Reserved

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 + 7 =