آلفرد هیچکاک
همدستی در جنایت: اینگرید برگمان

در ادامه، منتخبی از اطلاعات زندگینامه‌ای و لینک‌هایی به برجسته‌ترین بازیگرها و عوامل فنی و هنری «هیچکاک» ارائه می‌شود. این نمونه‌ها به دلیل تأثیر منحصربه‌فردی که درکل بر کار و آثار سینمایی «هیچکاک» دارند، انتخاب‌شده‌اند. بخش‌هایی که به «دانش‌آموزان» و «تأثیرگذاری» می‌پردازند دربرگیرندۀ افراد و گروه‌هایی هستند که از سبک و موضوعات اصلی «هیچکاک» تأثیر پذیرفته‌اند.

اینگرید برگمان
شغل: بازیگر
متولد: 29 اوت 1915، استکهلم، سوئد
فوت: 29 اوت 1982

«اینگرید برگمان» بازیگر سرشناسی که به‌واسطۀ زیبایی بانشاط و تابناکش در خاطر همگان است، ذاتاً بازیگر نقش‌‌های پاک‌دامن اما به همان‌ اندازه ماهر در به تصویر کشیدن زن‌های بدنام بود. در سال 1933، درست بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، در تئاتر رویال دراماتیک ثبت‌نام کرد و اولین فیلم سینمایی‌اش را یک سال بعدازآن روی پرده برد و خیلی زود خوش آتیه‌ترین بازیگر زن جوان سوئد لقب گرفت. فیلم موفق و سرنوشت‌ساز او ماجرای عشقی گوستاو مولاندر (1936) بود که در آن، «برگمان» نقش پیانیستی را بازی می‌کرد که یک ماجرای پنهان عشقی با یک ویولونیست متأهل و مشهور داشت. این فیلم توجه «دیوید او. سلزنیک»، تهیه‌کنندۀ آمریکایی را به خود جلب کرد و باعث شد تا «برگمان» را برای بازی در یک نسخۀ بازسازی‌شده از فیلم به هالیوود دعوت کند. در سال 1939 در آن فیلم با «لزلی هاوارد» همبازی شد که مورد استقبال گرم مردم قرار گرفت و به یک قرارداد هفت-ساله با سلزنیک منتهی شد. سلزنیک استعدادها و توانایی‌های «برگمان» را از ابتدا رشد داد. او را به استودیوهای دیگر قرض داد تا در فیلم‌های «آدام چهار پسر داشت» (1941)، «طغیان در بهشت» (1941) و «دکتر جکیل و آقای هاید» (1941) بازی کند. در فیلم بعدی، اصرار «برگمان» برای بازی در نقش یک فاحشه به‌جای نقش نامزد خوب، نشان از یک حرکت زیرکانه داشت. او سپس با «هامفری بوگارت» در «کازابلانکا» (1942) که شاید معروف‌ترین فیلم او باشد، درخشید و همچنین در «زنگ‌ها برای چه کسی به صدا درمی‌آیند» (1943) با «گری کوپر» همبازی شد. او اولین اسکار خود را برای بازی در نقش یک همسر در فیلم «چراغ‌گاز» (1944) دریافت کرد که به دست «چارلز بویر» تا مرز دیوانگی پیش می‌رود. سال بعد، «برگمان» در نقش‌های درخشانی بازی کرد، مثل نقش یک زن شرور در «گذرگاه ساراتوگا» همراه با «گری کوپر»، نقش یک روانکاو در «طلسم‌شده»ی «هیچکاک» در نقش مقابل «گرگوری پک» و نقش یک راهبه و نقش مقابل شخصیت کشیش «بینگ کراسبی» در «زنگ‌های سنت ماری». آخرین فیلمی که «برگمان» تحت قرارداد با سلزنیک بازی کرد و احتمالاً بهترین کار او به‌حساب می‌آید، «بدنام» (1946) به کارگردانی «هیچکاک» بود، یک فیلم جاسوسی و به لحاظ احساسی پیچیده که در آن «برگمان» نقش زنی را بازی می‌کرد که در سرازیری خود-ویرانی می‌افتد و درنهایت، عشق یک مأمور فدرال با بازی «گری کوپر» او را نجات می‌دهد. بعدازاین، «برگمان» شروع به کار مستقل کرد، ابتدا نقش یک فاحشه را در «طاق نصرت» (1946) به تصویر کشید و بعدازآن «ژاندارک» (1948) را بازی کرد، نقشی را که پیش‌ازاین در سال 1946 روی صحنۀ تئاتر برادوی بازی کرده و با استقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده بود. آخرین فیلمی که او برای «هیچکاک» بازی کرد، فیلم تاریخی «در برج جدی» (1949) بود. زندگی شخصی و حرفه‌ای «برگمان» در سال 1949 و بعدازآنکه همسرش، دکتر «پیتر لیندستروم» را به خاطر کارگردان ایتالیایی «روبرتو روسلینی» ترک کرد، در سراشیبی سقوط افتاد. او با «روسلینی» ازدواج کرد، پیوندی که حاصلش سه فرزند و شش فیلم با شایستگی‌های هنری متفاوت بود و با «استرومبولی» (1950) شروع شد. این رسوایی جهانی، چهرۀ بی‌گناه او را لکه‌دار کرد و به شکلی عجیب، منجر به آن شد که «برگمان» به مدت 7 سال از حضور در فیلم‌های آمریکایی منع شود. زندگی حرفه‌ای «برگمان» با حضورش در «پاریس کارهای عجیبی می‌کند» (1956) به کارگردانی «ژان رینور» رو به بهبود گذاشت. با «آناستازیا» (1956) یک بازگشت موفقیت‌آمیز به هالیوود داشت و دومین جایزۀ آکادمی را از آن خودش کرد که نشان از آن داشت که گناهانش به‌طور رسمی بخشوده شده‌اند. در سال 1958 زندگی مشترکش با «روسلینی» به‌طور قانونی لغو شد و با «لارس اشمیت»، تهیه‌کنندۀ تئاتر ازدواج کرد. بعدازآن، «برگمان» شاخۀ کاری‌اش را به بازی در نقش‌های تلویزیونی و نقش‌های تئاتری گسترش داد. فیلم‌های دورۀ بعدی زندگی حرفه‌ای‌اش از تنوع زیادی برخوردار بود. سومین جایزۀ آکادمی را برای بازی در یک نقش مکمل در «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» (1974) دریافت کرد و برای نقشی که در «سونات پاییزی» – یک درام پرتنش دربارۀ یک پیانیست و دخترش – (1978) به کارگردانی «اینگمار برگمان» و در مقابل «لیو اولمان» بازی کرده بود، تحسین شد. سلامت جسمانی «برگمان» از اواخر دهۀ 70 رو به افول گذاشت، هرچند او مدت زیادی با بیماری سرطان مبارزه کرد تا بتواند یک فیلم تلویزیونی به اسم «زنی به نام گولدا» (1982) را به اتمام برساند، فیلمی که در آن، نقش نخست‌وزیر اسرائیلی، «گولدا میر» را بازی می‌کرد. بازی در این نقش یک جایزۀ امی را نصیب «برگمان» کرد که آخرین افتخارش محسوب می‌شود.


The Alfred Hitchcock Trust | All Rights Reserved

Read In English

Alfred Hitchcock Partners In Crime

The following is a selection of biographies and links to some of Hitchcock’s greatest performers and artisans. They were selected, because of their individual impact on Hitchcock’s work and film in general. The sections dealing with “The Students” and “Influence” includes people and a genera who were strongly influenced by Hitchcock’s style and subject matter.

Ingrid Bergman

A highly popular actress known for her fresh, radiant beauty, Ingrid Bergman was a natural for virtuous roles but equally adept at playing notorious women. In 1933, fresh out of high school, she enrolled in the Royal Dramatic Theater and made her film debut the following year, soon becoming Sweden’s most promising young actress. Her breakthrough film was Gustaf Molander’s Intermezzo (1936), in which she played a pianist who has a love affair with a celebrated and married violinist. The film garnered the attention of American producer David O. Selznick, who invited her to Hollywood to do a remake. In 1939 she co-starred with Leslie Howard in that film, which the public loved, leading to a seven-year contract with Selznick. Selznick promoted Bergman’s wholesomeness from the beginning. He loaned her to other studios for Adam Had Four Sons (1941), Rage in Heaven (1941) and Dr. Jekyll and Mr. Hyde (1941). In the latter film Bergman’s insistence on playing the role of the prostitute rather than the good fiance proved a shrewd move. She then starred with Humphrey Bogart in Casablanca (1942), perhaps her most popular film, and was also featured with Gary Cooper in For Whom the Bell Tolls (1943). She won her first Oscar for her portrayal of a wife nearly driven mad by Charles Boyer in Gaslight (1944). The following year, Bergman had starring roles as a New Orleans vixen with Cooper in Saratoga Trunk, a psychiatrist opposite Gregory Peck in Alfred Hitchcock’s Spellbound and a nun opposite Bing Crosby’s priest in The Bells of St. Mary’s. Bergman’s last picture under contract to Selznick, and probably her finest work, was Hitchcock’s Notorious (1946), an emotionally complex espionage film in which she played a woman bent on self-destruction until redeemed by the love of a federal agent, played by Cary Grant. Bergman then went freelance, first playing a prostitute in Arch of Triumph (1948) and then the constrasting Joan of Arc (1948), a role she had played to great acclaim on Broadway in 1946. Her final film for Hitchcock was the 1949 period piece, Under Capricorn. Bergman’s personal and professional life went into a tailspin in 1949 after she left her husband, Dr. Peter Lindstrom, for Italian director Roberto Rossellini. She married Rossellini, a union which produced three children and six films of varying artistic merit, beginning with Stromboli (1950). The international scandal tarnished her innocent image and, extraordinarily, led to her being barred from American films for 7 years. Bergman’s career began to recover with her appearance in Jean Renoir’s Paris Does Strange Things (1956). She made a triumphant return to Hollywood with Anastasia (1956), for which she won her second Academy Award, a sign that her sins had been officially forgiven. In 1958 her marriage to Rossellini was annulled and she married theatrical producer Lars Schmidt. Thereafter, Bergman began branching out into TV and stage roles. The films of this later period of her career were of varying quality. She received a third Academy Award for her supporting role in Murder on the Orient Express (1974) and won acclaim for her co-starring role with Liv Ullmann in Ingmar Bergman’s Autumn Sonata (1978), an intense drama about a pianist and her daughter. Bergman’s health began to fail in the late 1970s, though she fought off cancer long enough to complete a TV movie, A Woman Called Golda (1982), in which she portrayed Israeli Prime Minister Golda Meir. The performance earned her an Emmy, her final honor.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =